چرا همه ی آدم هایی را که می بینیم شبیه به هم اند؟ چرا همه دنبال عشق پراکنی به عالم و آدم راه افتاده اند؟ این همه فاز عرفانی و مرید و مرشدی از کجا آب می خورد؟ چرا کسی جلوی روی کسی نمی ایستد و از او نقد کند؟ چرا افراد به فکر فرمول های شادی و خوشبختی و موفقیت فردی راه افتاده اند و هرکسی به فکر منافع شخصی خودش است؟ چرا کسی با این قضایا مخالفتی نمی کند و مشکلی با این جور چیزها ندارد؟ چرا سبک زندگی عامه، پارتنر داشتن و سگ پاکوتاه پ1لو نگه داشتن و همیشه فاز خنده و شادی داشتن این قدر باب و باحال شده؟ چرا این افراد استدلال می کنند مشکلی با کسی ن1؟ چرا این جماعت شاد و باحال که همه دوست دارند باهاشون وقت بگذرونن، همینی که هست رو قبول کرده اند؟ از یک طرف فاز فمینیستی و حقوق بشری کذایی از خودشون نشون میدن و از اون طرف هیچ تاثیر مثبتی در جامعه ندارند و در جریان اصلی حل شده اند (و خودشون بی خبرند از این که دارن به پایه های حفظ فساد کمک می کنند).
این مسخره بازیا چیه تو دنیا باب شده؟ چه 1 رو دارن از شما 1 می کنن؟
چه دروغ هایی رو به عنوان حقیقت به خوردمان داده اند؟
برچسب:
نویسنده: روژان یوسفی