خدمت که رفتم به خودم قول دادم که هرگز کارمند (به خصوص اداره جات دولتی) نشم. و اگر هم شدم موقتی (حداکثر دو الی پنج سال) و برای تبدیل کردنش به سکوی پرتاب به جاهای دیگه باشم. هرگز نمی خوام 30 سال متعهد به یک سازمان باشم. کار کارمندی تمام وقت آدمو می گیره و در عوض پول متناسب با وقت و زحمت از دست رفته به شخص نمی ده. پولی می ده که طرف بتونه فقط باهاش سرپا بمونه و در واقع نوعی برده داری مدرنه. کسی که برای وقت و زندگیش ارزش قائله و جرأت ریسک و پذیرش مسئولیت زندگیش رو داشته باشه، هیچ وقت کارمند نمی مونه و یا اصلاً به کارمندی تن نمی ده.
وارد کاسبی که شدم فهمیدم کاسب هم نه برده ی دیگران، بلکه برده ی پول بیشتره. فرق کاسب با کارمند اینه که کاسب پول کافی داره ولی وقت برای استفاده از زندگیش نداره. کارمند نه وقت داره و نه پول. کاسب برده ی پوله و همیشه سعی می کنه تمام مشکلاتش رو مستقیماً با پول خرج کردن حل کنه. من کاسبی رو برای خودم تحت شرایط خاص تا حداکثر 10 سال از عمرم مجاز می دونم. اونم با یادآوری مکرر و وقوف به این چیزایی که گفتم. (کاسب ها منو یاد گابلین ها می اندازن.)