به نظر ما:
در حالت اول:
اگر زنی هم اندازه دیه ی کامل خود از شوهرش (یا همسر آینده اش) مربوط به مربوط به مهریه حرف حرف طلب کند، بدان معناست که بدن فیزیکی خود را به عنوان یک کالا که به قیمت دیه اش است، به هنگام ازدواج به شوهرش فروخته است. به عبارت دیگر، خرید و فروشی حین این به اصطلاح ازدواج صورت گرفته است که طی آن مرد، بدن زن را برای مصرف خریده (یا پیش خرید کرده) است. آن هم به این شرط که در صورت از بین بردن زن، باز هم باید همین مبلغ را پرداخت کند. پس عنوان ازدواج نهادن بر چنین معامله ای روا نیست. زیرا ازدواج به معنی زوج شدن است برای تشکیل خانواده و خرید بدن موضوع کاملاً بی ربط دیگری است.
در حالت دوم:
اگر زن، مقداری بیش از دیه ی خود طلب مربوط به مربوط به مهریه حرف حرف نماید، طبیعتاً کشتن او از نظر اقتصادی به صرفه تر است. پس چنین زنی ارزش فیزیکی خود را نشناخته و جان خود را به طمع کسب پول هنگفت و مفت به خطر انداخته است. تصمیم بر ازدواج برای تشکیل خانواده با چنین زنی از طرف مرد، حماقت محض بوده زیرا هیچ مرد عاقلی حاضر نخواهد شد با یک زن طماع پیوند عاطفی برقرار کند و تشکیل خانواده ای پایدار دهد.
کافی است فرض کنید دیه زن ۲۵۰ میلیون و مربوط به مربوط به مهریه حرف حرف اش صد سکه (در حدود نیم میلیارد) است. کدام مرد جوان سالم و عاقلی به هنگام ازدواج نیم میلیارد پول دارد که بخواهد آن را به زنش هدیه دهد؟ با کدام پشتوانه واقعی و کدام ریسک احتمالی؟ در چنین شرایطی آیا پرداخت دیه به صرفه تر نیست؟
در حالت سوم:
اگر زن، مقداری کمتر از دیه خود طلب مهریه نماید، اصولاً طلب پول مفت کرده است. حال باید ببینیم زن در قبال این پول قرار است چه سرویسی به مرد بدهد.
اگر پول برای رابطه جنسی است که موضوع لذت و ثمر آن کاملاً دو طرفه است.
اگر به خاطر زحمات بچه بزرگ کردن است، می تواند بچه نیاورد تا به خاطر رشد آن باج خواهی هم نکند.
اگر موضوع فرصت های اجتماعی نابرابر میان زن و مرد است، خوشبختانه ما از این مرحله از تاریخ عبور کرده ایم و زنان کارآفرین موفق ایرانی در داخل کشورمان داریم. پس این مورد دیگر موضوعیت ندارد.
اگر زن پول بچه بزرگ کردن بخواهد، مرد هم باید بتواند ادعای ضرر و زیان در نداشتن حس خاص و شیرین مادرانه کند و در عوض پول بخواهد. معیار و ملاک تعیین مبلغ برای این موارد تا چه حد درست است؟
اگر پول برای نگرانی نسبت به تامین مالی خانواده بعد از فوت شوهرش است، می تواند از شوهرش بخواهد تا مبلغی کمتر از دیه شوهر را برای بعد از مرگش ضمانت محضری کند که به زن و فرزندان برسد.
اگر پول در عوض حق برتر طلاق توسط مرد است، بهتر است به جای پول، درخواست حقوق یکسان با مرد در مورد طلاق نماید.
اگر پول به معنای نشان دادن مهر زن بر دل مرد است، پس هر میزان مبلغی را باید بتوان به عنوان چنین هدیه ای پذیرفت. زیرا دندان اسب پیشکش را نباید شمرد و اصولاً کسی نباید خودش مبلغ هدیه ی طرف مقابل را تعیین کند. این کار نهایت گستاخی، خودخواهی و بی ملاحظگی است.
در نتیجه، زنی که مبلغی پول بابت مهریه طلب می کند، شامل حال یکی از حالات ذکر شده است و ازدواج با او بنابر دلایل مطرح شده ی متناسب با هر مورد، عین حماقت است.
این مطالب شاید برای عده ای شوخی به نظر برسند، اما وقتی که مهریه طلب شود، شدت جدی بودن این بررسی به اندازه ی شدت فشار حین تصمیم بر قتل یکی از اعضای خانواده جدی تر می شود.
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند بگیر، خواه ملال تاراج...
ما را در سایت تاراج دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15