از کنکور ۸۸ تا کنکور ۹۸

خرید بک لینک
وقتی که در کنکور## کارشناسی رتبه ی خوبی کسب نکردم از بابام خواستم یک سال دیگه فرصت بده درس بخونم تا در یک دانشگاه دولتی خوب قبول بشم، بلکه زندگیم در مسیر موثری بیفته. بابا گفت: "پسرم، یک سال تو جوانی معادل ده سال تو پیریه. همین دانشگاه آزادو برو زمان رو از دست نده."

منم رفتم آزاد. ۵ سال تو کارشناسی که در یک جو مسخره در کنار یک مشت استاد و شاگرد گاگول تقریباً هیچی یاد نگرفتم. از مدرکم خیری ندیدم و دو سال رفتم خدمت. برگشتم افتادم دنبال کار و سه چهار سال هم تو کارهای مختلف گیج خوردم.

اون موقع حرف بابام روم تاثیر گذاشت و رفتم دانشگاه آزاد و این طوری شد که ده سال از جوانیم رو از دست دادم.

نمی خوام بابام رو سرزنش کنم. منم اون موقع بی هدف و گیج و گم بودم و ک/ون نشیمن نداشتم یک سال بخونم برم یه دانشگاه خوب.

فقط خواستم بگم اون موقع درک الآنمو نداشتم. درک بابام هم به درد زمانه ی خودش می خورد. حتی درک اینو نداشتم چندصدهزارتومن به یک مشاور خفن بدم راهو بهم نشون بده. همون طور که الآن دارم هزینه ی اشتباهات گذشته ام رو می دم، در آینده هم هزینه ی اشتباهات امروزم رو خواهم داد.

تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 17:10

صفحه بندی